دوران مدرسه یه ناظم داشتیم به اسم خدیجه خیر نبینه الهی نمیزاشت یه تار از سیبیل هامون کم بشه حالا قیافه هامون داغون یه عالمه ام سیبیل داشتم جوری ک داداشم میگفت برا خودت مردی شدی????????????وقتی از اون مدرسه کوفتی با لباس های گشاد زدم بیرون و با همون سیبیل ها رفتم ۲ترم دانشگاه ????????????تازه ادعام میشد دوس پسر هم داشتم حالا دوس پسرم کی بود یه پسر به اسم طاها ک میگفت از بچه پولدار های اراک اما بعد ده سال الان ک پیجش دارم بنا گچ کار ساده اون زمان میگفت مازراتی داره ولی سیبیل ,میگفت منبع
درباره این سایت